"حکومت هزار نفر" بر جهانی با چشم و گوش های بسته (تروریستهای آزادیبخش با ذهنهای دائم الخمر چه کردند؟)
نشست (ضرورت پاکسازی صهیونیستها از ابررسانه ها) - دانشگاه شاهد - 1403
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام علیکم خدمت خواهران و برادران. دختران من و پسران من، شما خواهر و برادر من نیستید بلکه فرزندان من حساب میشوید.
دوستان فرمودند که در باب صهیونیسم و این که اینها از اساس دنبال چه چیزی هستند، چه چیزی میخواهند، چه برنامههایی دارند و چه کارنامهای دارند، اجمالاً در حد یک جلسه نکاتی را خدمت رفقا عرض کنیم.
سؤال اول این است که چرا بزرگترین رسانههای دنیا که عمدتاً در جهان سرمایهداری است، یا تحت کنترل صهیونیستها است یا اگر تحت مالکیت آنها نیست، خود را با آنها تطبیق میدهد و حساب دست آنها است؟ خبرها به گونهای گزینشی باشد که هم تعداد آنها، هم نوع آنها و هم هدف آنها باید طوری باشد و برنامهریزی بشود که با منافع سرمایهداران یهود و صهیونیستها که عملاً بر سیاست آمریکا و اروپا حاکم هستند، منطبق باشد. و چرا اینترنت، فضای مجازی و شبکههای اصلی فضای مجازی باز یا تحت مالکیت آنهاست یا تحت کنترل آنهاست؟ شما دیدید وقتی شهید سلیمانی، شهید نصرالله یا شهید یحیی سنوار را به شهادت رساندند، کافی بود یک کلمه اسم آنها یا تصویر آنها را در اینستاگرام، تلگرام یا توییتر بگذارید، سریع میبندند؛ یعنی خط قرمزها روشن باشد. ولی علیه هر چیزی که میخواهید در رسانهها بگویید. علیه قرآن، حتی انجیل، کتاب مقدس، حضرت مسیح(ع)، حضرت مریم(س) و پیامبر(ص) هر چیزی که میخواهید بگویید، اشکال ندارد. ولی اگر علیه صهیونیسم و علیه اسرائیل چیزی بگویید، سریع و بدون هیچ تعارفی سانسور میکنند.
این مسئله مهمی است که وقتی گفته میشود رسانهها و حتی سینما در سطح جهان و کمپانیهای اصلی سینما تحت مالکیت و کنترل آنها است، بعضیها باور نمیکنند. کافی است از آنها بپرسید شما یک فیلم را که انتقاد از اسرائیل باشد، نشان بدهید که در هالیوود یا در نهادهای دیگر سینما و هنر مطرح بشود یا اصلاً در جایزه اسکار به عنوان نامزد بیاید. میدانید بیشترین جایزههای صلح نوبل در حوزه صلح و حقوق بشر را به چه کسانی دادهاند؟ به چند نخستوزیر اسرائیل دادهاند که رهبر تروریستهای جهان هستند. به چند رئیسجمهور آمریکا دادهاند که اینها حکم جنگهایی را صادر کردهاند که چند میلیون کشته، مفقود، معلول و آواره داشته است. به آنها دادهاند؛ به رئیسجمهورهای آمریکا و نخستوزیرهای اسرائیل. به دوتا ایرانی هم دادهاند؛ آن دو نفری که یکی از آنها زمان شاه، ساواکی بود و کارمند دستگاه حکومت بود، یعنی شیرین عبادی، و یکی هم خانمی که در قضایای کشف حجاب، لختی شدنها و آزادی و این موارد فعال بود. به این دو نفر جایزه صلح نوبل دادهاند. به جنگافروزان جایزه صلح نوبل دادهاند.
"مناخم بگین" و... احتمالاً بهزودی به این جانی، نخستوزیر اسرائیل یعنی نتانیاهو، به ترامپ و به هر چه آشغال است جایزه میدهند. در سینما جایزه اسکار باید فیلمی باشد که یا در جهت آنها باشد یا حداقل قطعاً علیه آنها نباشد و خنثی باشد. ولو فیلم خیلی هنری هم نباشد، ولی در کشورهایی که با آنها مخالف هستند، چند کشور خاص که علیه آنها ایستادهاند و مقاومت میکنند، باز به آنها هم جایزه میدهند. جایزه اسکار میدهند با این که یک فیلم خیلی متوسطی است، ولی باید علم بشود. سلبریتیسازی و چهرهسازی در دنیا و مطرح کردن، مسائل کوچک درجه ۱۰ را درجه ۱ کردن، مسائل درجه ۱ ملتها و مشکلات را درجه ۱۰ کردن و این که اصلاً دیده نشود!
الان شما ببینید این فردی که اعدام شد، خودش در خارج از کشور که بود قبل از این که او را بگیرند (فیلمهای او الان در فضای مجازی هست)، با افتخار میگوید ما آدم کشتیم، ما ترور کردیم، ما بمب در حسینیه شیراز گذاشتیم و دهها نفر از جمله بچههای کوچک را شهید و جانباز کردیم. اینها را خودش گفته است. بعد او را گرفتند و حکم او طبق تمام قوانین دنیا اعدام است. کسی که بمبگذاری میکند، خودش هم میگوید من تروریست هستم و دنبال براندازی نظام یک کشور هستم و خودش هم میگوید ما در اینجا بمب گذاشتیم و مردم عادی را که در حسینیه برای عزاداری سینهزنی میکنند کشتیم. حکم او اعدام بود. بعد در رسانهها من دیدم که گفتند هنوز اعدام نکردهاند و خودش مرد. سفارت آلمان طلبکارانه میگوید که باید توضیح بدهید برای چه این آدمی که آدم کشته است، برای چه او را گرفتهاید و برای چه مرده است؟ این شخص دوتابعیتی آلمانی است. در حالی که در آلمان صدها نفر از دانشجویان خودشان را گرفتند که چرا در تظاهرات مسالمتآمیز آمدید و پرچم فلسطین را بالا بردید؟ چرا علیه اسرائیل شعار دادید؟ اینطوری هستند. در آمریکا، در انگلیس، در آلمان و فرانسه تظاهرات علیه اسرائیل ممنوع است. سالها زندانی و جریمههای سنگین دارد. ولی از بس جمعیت دانشجویان و استادان زیاد بود، نتوانستند جلوی آنها را بگیرند. ولی حالا دارند یکییکی آنها را میگیرند. در آمریکا استاد و دانشجو علیه اسرائیل آمدند و به نفع فلسطین شعار دادند. پرچم اسرائیل را آتش زدند. آمریکا بیش از ۵ هزار استاد و دانشجو را بازداشت کرد که چرا گفتید (Free Free Palestine)؟ چرا علیه اسرائیل شعار دادید؟ اینطوری است. بعد این طرف سفارت فرانسه گفته بود بله، یک کسی در ایران فلان بوده است و ما داریم تعقیب میکنیم و باید به ما گزارش بدهید. اینطوری هستند. بزرگترین جنایتکاران دنیا که این همه ادعای حقوق زن و حقوق کودک دارند، بیست و چهار پنج هزار کودک را جلوی دوربین آنلاین کشتند و ۱۰ هزار مفقود شدند؛ یعنی آنها هم زیر آوارها شهید شدهاند. فقط بیست – بیستوپنج هزار بچه را مستقیم کشتند؛ مستقیم بیمارستانها، خانهها، کودکستانها، یتیمخانهها و مساجد را ضربه زدند. هیچکس هیچ چیزی در نهادهای رسمی نمیگوید و احتمالاً به اینها هم جایزه صلح و حقوق بشر میدهند. به رسانههایی هم که به نفع اینها و علیه غزه و لبنان فیلم بسازند، جایزه اسکار هم خواهند داد. اینطوری هستند.
حالا من فقط یک نکته آن را به شما عرض کنم که چگونه اینها در ۱۰۰ سال اخیر مسلط شدند و در جنگ اول و دوم بینالملل اروپایی، بعد از این جنگها اینها بر اروپا مسلط شدند و به تدریج بر کشورهای دیگر مسلط گردیدند؟ چون بعد از جنگ اول و دوم جهانی کل کشورهای مسلمان با این که در جنگ بیطرف بودند، ولی همه آنها اشغال شدند و سقوط کردند و اینها را انگلیسیها، فرانسویها، روسیهایها و بعد آمریکا بین خودشان تقسیم کردند. حتی یک کشور اشغالنشده و آزاد باقی نماند. اولین کشوری که بعد از این جنگها در ۱۰۰ سال اخیر از دست اینها آزاد شد، ایران بود؛ با امام و انقلاب اسلامی. این اولین کشوری بود که از چنگ اینها خارج شد. بقیه دستنشاندههای اینها بودند. همه جا را گرفتند. در ایران خانواده پهلوی را آوردند که میدانید این آدم بیسواد بود و سواد خواندن و نوشتن نداشت. حتی آخر عمرش هم که داشتند او را میبردند، یک نامه یک صفحه و نیم به سفیر انگلیس نوشته است که ۱۰ غلط املایی داشت. آقایان میگویند پدر علم جدید! تریاکی، عرقخور، خشن، لات، با ۵تا زن رسمی و ۵۰ تا زن غیررسمی که از بچگی تا میانسالی نوکر بود یعنی زیر اسبهای روسها را پاک میکرد. قزاقهای ارتش روس در ایران بودند خودش و داییاش نوکر آنها بودند. در طویله آنها کار میکرد. چند سال هم نگهبان چند سفارتخانه و نوکر خرید سفارتخانههای آلمان، اتریش و... بوده است.
بعد انگلیسیها بعد از جنگ جهانی که در روسیه انقلاب کمونیستی شد و ارتش آن از ایران رفت چون کشورشان ازهم پاشید، انگلیسیها کل ایران را گرفتند و رضاخان و چند نفر دیگر را شناسایی کردند و گفتند این آدم قلدر است، هر چه هم به او میگویی انجام میدهد، پیش بالاترها ترسو و پیش مردم شجاع است! این فرد به درد میخورد. کودتا کردند و این را شاه ایران کردند! عکس او هست که پشت ماتحت اسب نفر دوم سفارت در اروپا ایستاده است؛ نوکر سفارتخانه اینها بوده است. این را شاه ما کردند! سواد خواندن و نوشتن ندارد، قمارباز است. وقتی به او گفتند اسم تو را پهلوی گذاشتیم، ایشان نمیدانسته پهلوی چیست چون فامیل او پالانی بوده است. پرسیده است این پهلوی چیست؟ انگلیسیها و آلمانیها برای او کلاس گذاشتند که یعنی از این به بعد به تو پهلوی میگوییم. بعد هم پسر شاه را تا انقلاب گذاشتند. در ایران اینها را سر کار گذاشته بودند. در عربستان آل سعود را گذاشتند. اصلاً ۷۰ یا ۸۰ سال پیش کشوری به نام عربستان سعودی نبوده است و اسم یک خانواده را روی یک کشور گذاشتند. در دنیا شاید نظیر نداشته باشد. کشوری به نام قطر، امارات، اردن و کویت نبودند. اصلاً این چنین کشورهایی نبودند. بحرین هم کشور نبود و جزء ایران بود. همه اینها را ارتش انگلیسیها و فرانسویها گرفت، خط کشیدند و این مرزها را تعیین کردند و گفتند اسم اینجا کویت باشد، اینجا اردن، اینجا قطر و اینجا عربستان سعودی باشد! اصلاً این کشورها نبودند. حجاز، شام و عراق بوده و کشور دیگری نبوده، گرفتند و تقسیم کردند. لبنان، کویت، امارات، قطر، عربستان سعودی و اردن اصلاً اینها نبودند و اسم آنها هم نبوده. مرز کشیدند و هر جا یک نوکر خود را گذاشتند چون زیر پای همه اینها نفت و انرژی بود. اینها پادگان آنها، پالایشگاه نفت و سگ نگهبان انرژی برای آنها شدند. این اتفاقی است که در ۸۰ - ۹۰ سال اخیر افتاده است. ۸۰ - ۹۰ سال پیش اصلاً کشورهایی نبودند. اشغال کردند. این مرز را کشیدند که اینجا عراق باشد و شاه عراق و اردن هر دوتا برادر بودند که هر دو نفر آنها را شاه عراق و اردن کردند. هر دو فرزند شریف حسین بودند که در حجاز مدتی نوکر انگلیسیها علیه عثمانیها بود. گفتند بیایید به هم کمک کنیم و عثمانیها و ترکها را عقب بزنیم، شما را شاه عرب میکنیم.
نمیدانم این فیلم "لورنس عربستان" را دیدهاید یا نه، با این که پر از تحریف است ولی همین تئوریهای سرویس جاسوسی انگلیس و ارتش آنها است. بعد که کشورهای عربی را از عثمانی جدا کردند و گرفتند، خود کشورهای عربی را تکهتکه کردند و به نوکرهای خود دادند؛ انگلیسیها و فرانسویها. برای فرزندان شریف حسین دو شاه گذاشتند؛ یکی اردن و یکی عراق. اردن هنوز هست و این فردی که الان در اردن است، نوه همان فرد است. اینها که میگویند هاشمی هستند به خاطر این است که نسل شریف حسین هستند و او سید بود. شریف یعنی سید؛ سنی ولی سید، و اینها تحت امر انگلیسیها قرار گرفتند. چون در ذهن بعضیها این است که همه این کشورهای مسلمان چرا هیچ کاری نمیکنند؟ شما تعجب نمیکنید که تقریباً همه کشورهای دنیا از جمله اروپا و ایالات متحده آمریکا، مردم و دانشگاهیان آمدند و علیه اسرائیل و به نفع فلسطین تظاهرات کردند؟ ولو کتک خوردند، سرکوب شدند، بازداشت شدند و برای آنها پرونده تشکیل دادند. آمریکا اعلام کرد ما برای این افرادی که در راهپیماییهای دانشجویی آمدند پرونده تشکیل دادیم و استادان و دانشجویان اخراج خواهند شد. اینها در هیچ شرکت دولتی و خصوصی به هیچ وجه استخدام نخواهند شد چون علیه اسرائیل حرف زدند و هیچکس حق ندارد اینها را استخدام کند و تا آخر باید بیکار بمانند! آنهایی را هم که آمریکایی نیستند اخراج میکنیم. هنوز پروندهسازی ادامه دارد و بعضی از آنها را دادگاهی کردهاند و یکی یکی آنها را احضار میکنند.
خب دانشگاههای اروپا یعنی فرانسوی، آلمانی و انگلسی و انجمنهای اسلامی آنها و بسیج پاریس و لندن و اینها از دانشگاههای ما فعالتر هستند. و حالا شما تعجب نمیکنید که چرا در هیچکدام از این کشورهای عربی، تظاهرات و راهپیمایی نشد؟ حکومتهای آنها اینقدر به آمریکا، انگلستان و اسرائیل وابسته هستند. در اردن، آن شاه که ابتدا شاه حسین بود و بعد فرزند او شاه حسین شد که ابتدا حرفهای عربی و انقلابی میزد و سپس او عامل آمریکا و اسرائیل شد و به جای اسرائیل با فلسطینیها جنگید. پدر این شخص، هزاران فلسطینی را در سپتامبر سیاه در اردن کشت و قتلعام کرد. چون شما میدانید بیش از نیم از جمعیت اردن، فلسطینیهایی هستند که از خانههای خود آواره شدهاند، چون اسرائیلیها آنها را بیرون ریختند و آنها مجبور شدند به آنجا آمدند. و او بیش از همه آنها را کشت. او یک زن انگلیسی دارد که اصلاً عضو سرویس انگلستان است. مادر این شاه فعلی اردن، مادر او اصلاً انگلیسی است. پدرش نوکر انگلیسیها بود و مادر او هم اصلاً انگلیسی و از سرویس جاسوسی است. اینها شاه اردن هستند. زمانی که ایران در پاسخ به کارهای اسرائیل به اسرائیل موشک زد، آنها در اردن جلوی بخش عظیمی از موشکها را گرفتند تا به اسرائیل اصابت نکند.
چرا کشورهای عربی و چرا عربستان اجازه نمیدهند که مردم علیه اسرائیل تظاهرات کنند؟ چرا در امارات و حتی در قطر که گاهی دوپهلو و دودوزهبازی میکند، اجازه نمیدهند و اگر مواردی پیش بیاید، غیرقانونی است؟ چرا در بحرین، کویت، عربستان و امارات اجازه داده نمیشود؟ چرا در مصر اجازه نمیدهند؟ برای این که در مصر کودتا کردند و سادات ۴۰ سال پیش خیانت کرد و آمریکا و اسرائیل بر مصر مسلط شدند و مصر را گرفتند و تا الان بر آن مسلط هستند. اندکی هم که مُرسی و اخوانیها آمدند، حماقت کردند و خودشان را با آنها تطبیق دادند و فکر میکردند که میتوانند کلاه آنها را بردارند، اما آنها کلاه اینها را برداشتند و بعد یک کودتا کردند و سه چهار هزار نفر را کشتند و مرسی را هم به زندان بردند و او در آنجا فوت کرد. دوباره این "سیسی" را آوردند. سیسی چه کسی است؟ او یک افسر ارتش مصر است که اصلاً آمریکاییها... کل بودجه مصر در دست ارتش است و ارتش در دست آمریکاییها است. اصلاً حکومت مستقلی وجود ندارد. آنها یک نوکر را در آنجا گذاشتهاند و آنها به فکر این هستند که خود آنها و فرزندان آنها سر کار بمانند. گور پدر ملت! ۴۰ درصد از مردم مصر زیر خط فقر هستند و چند میلیون نفر در قبرستانها زندگی میکنند؛ مصری که در تاریخ همیشه مظهر تمدن بوده است و یک عالمه نفت و گاز دارد و همه را بهطور مجانی به اسرائیل میدهد. در زمان شاه پهلوی، او تمامقد در خدمت اسرائیل بود؛ نفت و گاز مفت و مجانی میداد و زمانی که هواپیمای اسرائیل در جنگ با سوریه سقوط میکرد، شاه سریع هواپیمای مجانی به اسرائیل هدیه میداد! علاوه بر این که ساواک ایران در دست موساد بود یعنی سازمان سیا و موساد، رئیس ارتش ما، ساواک ما و همه جا بودند حتی رئیس دانشگاههای ما هم -که در زمان شاه دانشگاهها بسیار کم بودند و همانهایی هم که بودند- باید از لانه جاسوسی سفارت آمریکا اجازه میگرفتند که ما میخواهیم فلانی را برای این دانشگاه تهران بگذاریم، آیا شما فرمایشی ندارید؟ اوضاع اینطوری بوده است. اینها همگی مانند شاه ما بودند. یک خانواده را در آنجا قرار دادهاند و یک خانواده را اینجا گذاشتند. این کارها همگی پس از جنگ جهانی اول و دوم انجام شده است.
چند کشور هم که علیه آمریکا و اینها بودند، در آنها کودتا شد و وابسته به شوروی، کمونیستها و روسیه آن موقع بودند که اینها مثلاً حکومتهای چپ بودند. مثلاً قذافی اول انقلابی بود، بسیار انقلابی بود و کمکم تسلیم شد و بعد هم دیدید که با او چه کار کردند و چگونه او را با تحقیر کشتند. با این که هر آنچه را که خواستند به آنها داد و هر کاری را که گفتند، گفت چشم، فقط اجازه بدهید که من بمانم. آنها گفتند تو این کارها را انجام بده بعد هم اجازه نمیدهیم که بمانی! در لیبی، قذافی، الان لیبی عملاً سه کشور شده است و دو سه طرف آن هم یک عده وابسته به آمریکا، یک عده به انگلستان و یک عده به فرانسه و اینها هستند. اوضاع اینطوری است. مثلاً در لیبی انقلاب شد. آنها یمن را به خاک و خون کشیدند. الان کل یمن یکپارچه نیست. این نیروهای انقلابی، صعده و بخش شمال یمن را گرفتهاند که این انصارالله قهرمانان انقلابی در جهان عرب هستند وگرنه جنوب و شرق آن در دست باندهایی است که خود آنها هم با هم دعوا دارند؛ یعنی یک بخش آن در دست عربستان و یک بخش آن در دست امارات است که هر دو بخش آن یعنی آمریکا و انگلستان باز خود آنها در داخل هم، در لیبی و در اینجا و جاهای مختلف با هم دعوا میکنند. اصلاً شما فکر نکنید در دنیا بعد از جنگ جهانی اول و دوم کشور مستقلی وجود دارد.
در اروپا هم میگویند اروپا، اصلاً اروپایی وجود ندارد. جمعیت و وسعت این کشورهای اروپایی به اندازه شهرستانهای ما است. سوئد، سوئیس، نروژ و فنلاند؛ اینها فکر میکنند هر کدام یک کشور هستند. هر کدام از این کشورها مثل یک شهر هستند. اینها مستقل نیستند و هیچکدام از آنها از خود ارادهای ندارند. عملاً اروپا یعنی انگلستان و فرانسه و این طرف آن هم روسیه است. انگلستان و فرانسه هم الان آن قدرت قرن ۱۸ و ۱۹ نیستند. انگلستان و فرانسه با هم نمیتوانند با یک حزبالله بجنگند. عملاً اینها و اسرائیل همگی یعنی آمریکا؛ همه با هم در یک طرف هستند.
خب پیش از انقلاب، نصف دنیا در دست آمریکا بود و نصف آن هم در دست روسیهی کمونیستها بود. الان آن وضعیت دوقطبی به این تبدیل شده است که یک طرف اسلام است و مستضعفین، انقلابیون و عدالتخواهان جهان هستند. یک طرف، استکبار غربی و ابرقدرتی آمریکا است و هسته مرکزی آن هم صهیونیستها و سرمایهداران یهودی هستند.
آقا! سینمای جهان اینطوری است؟ سینمای چیست! بیشترین تولید مرکز سینمای جهان، هالیوود است. مرکز هالیوود پنج شش کمپانی هستند که مالکان هر پنج شش کمپانی، سرمایهداران یهودی و صهیونیست هستند. این، سینمای جهان است. جایزه اسکار! جوایز بینالمللی! اینها را به چه کسی میدهند و به چه کسی نمیدهند؟ در میان تمام این هنرپیشههایی که جایزه اسکار گرفتند، به نظرم یکی از آنها "مارلون براندو" بود. او یک کلمه علیه اسرائیل گفت و پوست او را کندند. یکی هم این کارگردان و هنرپیشه هست که اسم او را فراموش کردهام، در آن فیلم "شجاعدل"؛ هنرپیشه او چه کسی است که علیه انگلیسیها انقلابی بود؟ ایرلندی یا اسکاتلندی یا کجایی است؟ مگر شما فیلم نمیبینید؟ پس چه کار میکنید؟ درس هم نمیخوانید، شیطون! پای فضای مجازی هستید. فیلم ببینید تا لااقل یک چیزی یاد بگیرید؛ فیلمهای خوب و سرگرمکننده. عرض شود که او مشهور است و اسم او را الان فراموش کردهام. او یک بار دو- سه سال پیش، یک کلمه علیه اسرائیل گفت که یهودیها همه جا را گرفتهاند و در سینما اجازه نمیدهند کسی نفس بکشد و ما هرچه میگوییم، ابتدا باید خودمان را با اینها سانسور کنیم. اینقدر به او فحش دادند و علیه او مطلب نوشتند که میگوید مرا خفه کردند. وقتی یک چیزی میگویی، بعد مجبورش میکنند که بیایی و بگویی غلط کردم و دو فیلم هم باید به نفع صهیونیستها بسازی!
چقدر فیلمهای جنگ جهانی دوم میسازند؟ همینطور، هیچکدام از آنها هم واقعی نیست. در این دوقطبی، یک طرف هیتلر است و یک طرف یهودیهای بدبخت هستند. بنابراین هر کس علیه اسرائیل حرف بزند، یهودستیز و سرباز هیتلر و فاشیست است. همین الان در اروپا و در غرب اینطوری است و اجازه نفس کشیدن نمیدهند. او میگوید ما یک کلمه حرف میزنیم به ما میگویند شما طرفدار و سرباز هیتلر هستید! اولاً هیتلر چه کاری انجام داده است که شما انجام ندادهاید؟ هر کاری را که او انجام داده، شما هم انجام دادهاید. الان قدرت شما به اندازه هیتلر نبود که کل اروپا را بگیرید، اما اگر زورتان برسد، این کار را میکنید.
حالا دقت کنید! جوایز بینالمللی! جایزه روشنفکری! جایزه سینما! جایزه فلان... سازمان ملل و شورای امنیت در دست چه کسی است؟ اصلاً اسم واقعی شورای امنیت، شورای ناامنی است. کل جنگها زیر سر همین چهار - پنج کشوری است که بمب اتم دارند. هر جا درگیری، جنگ، غارت، کودتا و خونریزی است، یکی دو تا از این کشورها حضور دارند. آمریکا، انگلستان و فرانسه با هم در پشت اسرائیلیها دارند میجنگند. بمبها متعلق به اینها است، جاسوسی الکترونیک را اینها انجام میدهند و این ترورهایی را که میبینید، همه با هم در آنجا جمع شدهاند یک قرارگاه فرماندهی جهانی است.
حالا شما بفهمید کسانی که میگفتند «نه غزه، نه لبنان»، اصل شعار آنها از کجا آمده بود. همان کسانی که غزه و لبنان را قتلعام میکنند؛ هولوکاست واقعی دارد در غزه و لبنان اتفاق میافتد. خانههای مردم را با بمبهای یکتنی و دوتنی شخم زدند! من خواهش میکنم همین امشب این وصیتنامه یحیی سنوار را بخوانید تا ببینید که آنها چه کسانی هستند و این طرف چه کسانی هستند. هنگامی که او شهید شد و کالبدشکافی کردند، اعلام کردند که آن دو- سه نفری که شهید شدند، سه شبانهروز هیچچیزی نخورده بودند؛ یعنی آنها سه شبانهروز بدون سحری و افطار روزهدار بودند و میجنگیدند. و شما دیدید که چگونه جنگیدند تا شهید شدند. شخصیت سیدحسن نصرالله را ببینید و شخصیت ترامپ را ببینید! مرتیکه قمارباز و قرمساق که تجاوز کرده است. اینها رئیس آمریکا میشوند و میگویند ما رئیس جهان هستیم! اگر یک کشور دیگر در دنیا، حاکم، شاه یا رئیسجمهوری مثل ترامپ یا بایدن داشته باشد، همه دنیا به ریش او میخندند و مسخره میکنند و میگویند اینجا دیوانهخانه است؟ اما چون آنجا آمریکا است، عیب ندارد و اگر دیوانه هم باشد، باز بالاخره آمریکا است. چون آنها میدانند که یک عدهای در دنیا عقده حقارت دارند و میگویند سگ آمریکایی از متخصص ما بهتر است! به آنجا میرود و در دستشویی و مستراح آنها کار میکند و اینجا میآید و پز میدهد که ما در خارج بودهایم و خارجی هستیم و دست ما به خارجیها خورده است، تازه به خودشان هم نه! آنها یک نسلی را اینطوری تربیت کردهاند.
در مهدکودکهای ما الان به کودک کوچک دو- سه ساله که زبان فارسی بلد نیست، به زور انگلیسی یاد میدهند. شما این عقده، خودکمبینی و حقارت را میبینید؟ چند وقت پیش من داشتم در هواپیما میآمدم دیدم که یک کودک کوچک به پدرش میگوید آب بده و او هم نمیدهد میگوید باید بگویی «واتر» تا آب بدهم. آن کودک میگوید من آب میخواهم واتر نمیخواهم، آب میخواهم. پدرش گفت نه، باید بگویی «واتر»، «واتر». بعد دید پدرش خیلی خر است رفت به مادرش گفت نمیدانست مادرش هم مثل پدرش است! به مادرش میگفت که من آب میخواهم تشنه هستم، بابا به من آب نمیدهد. مادرش گفت: نو! واتر! یعنی یا باید بگویی «واتر» یا بمیر یا بگو «واتر». آخرش بچه گفت خیلی خب، حالا که آب نمیدهید، اقلاً «واتر» بدهید و واتر را گرفت و خورد! حالا شما میخندید، اما همین کار را با ذهن شماها هم انجام میدهند. وقتی یک نفر آنجا یک چرند و حرف بیهودهای میزند، آن را بدون بررسی، قطعی و علمی میدانند؛ نه سؤال میکنند و نه نقد میکنند. اما بهترین حرف اگر به ذهن خود شما بیاید، جرأت نمیکنید بگویید. دیدهاید در این مجالس و گاهی مهمانیها، برای مثال آن سرمایهدار آروغ میزند میپرسند چه فرمودید؟ میگوید هیچی، آقا آروغ زدم! میگوید نه، در پسِ این آروغ یک پیام فلسفی بود که خود شما هم توجه نکردید ما باید برویم آن را کشف کنیم! الان یک عدهای نسبت به غرب همینطوری هستند؛ یک عده از استادان شما، یک عده از خود ما، یک عده از مسئولان ما همینطور هستند. آنها میگویند آمریکا یک شاسی و دکمهای دارد که اگر آن را فشار دهد، کل موشکها، هواپیماها، تانکها، ماشینها و حتماً مثل یخچالها و گازهای شما از کار میافتند! اینگونه! او در آمریکا و در فرهنگ آمریکایی بزرگ شده است و مسلمان هم که هست، اینطوری است. وقتی سلیمانی را زدند، یکی دو تا از همین افراد پیام دادند و توئیت زدند که آقا مواظب باشید، آنها میخواهند ما را به تله جنگ بکشانند! اگر ما پاسخ ترور قاسم سلیمانی را بدهیم، جنگ میشود و آنها میآیند، چون بمب اتم دارند و... بنابراین اصلاً آن را رها کنید و اصلاً انگار از ابتدا قاسم سلیمانی نبوده است.
وقتی اسرائیل اینجا را زد، همینطور مدام میگویند آقا پاسخ ندهید! نمیفهمد که وقتی تو به طرف مقابل ضعف نشان میدهی و میگویی تو مرا بزن و من کاری نمیکنم، معنی آن این است که دوباره هم بزن، سه باره هم بزن و از ما نترس! تو داری او را به زدن دعوت میکنی. وقتی یک نفر در خیابان یقه تو را بگیرد و بزند، اگر همانجا او را محکم بزنی، در زدن ضربه دوم تردید میکند که بزند یا نه. اما اگر ایستادی و نگاهش کردی یا فرار کردی یا گریه کردی، ضربه دوم، سوم و چهارمی را هم به تو میزند.
شما بدانید که اگر فرزندان ما هشت سال در برابر صدام و اربابان او نایستاده بودند، بعد از آن جنگ تا الان هشتاد جنگ دیگر به ما تحمیل میشد؛ چون میگفتند اینها نمیتوانند از خودشان دفاع کنند اینها توسریخور هستند. اما بعد گفتند اینها دیوانهاند؛ هشت سال رها نکردند و تا آخر آن هم همهجا را پس گرفتند و بعداً هم صدام اعدام شد. اینها دیوانهاند و هیچ وقت با اینها کاری نداشته باشید. شما تصورتان این است که آمریکا و انگلستان به عراق، افغانستان، سودان، سومالی، سوریه، یمن و لیبی حمله کردهاند، اما این مردم، این ایدئولوژی و این انقلاب مانند بقیه نیستند. اگر آنها یک درصد احتمال میدادند که این انقلاب مانند بقیه است، یا بگوییم آنها یک دکه فرضی دارند که اگر بزنند فلان میشود از چپ و راست و بالا و پایین بر سر شما میریزند. در تمام کشورهای همسایه، آمریکا پایگاه دارد. اینجا بحث یک انقلاب و هشت سال مقاومت است. اینجا شعار، «حسین حسین» و «زینب» است؛ چون آنها میدانند که رهبری او با رهبریهای آنها تفاوت دارد و بخشی از مردم او با آنها تفاوت دارند. حالا شما فهمیدید که... آقا پس چرا دولتها حضور ندارند؟ چرا ما تنها هستیم؟ ما و ملتها هستیم؛ ما و دانشگاههای غرب و شرق هستیم. دولتهای کشورهای عربی، مسلمان، ترکیه و... کجا هستند؟ دولتها اینها هستند. دولت ترکیه بعد از جنگ جهانی اول و دوم سقوط کرد و غربیها، انگلیسیها کشور ترکیه را گرفتند؛ همانطور که ایران و عراق را گرفتند. بعد از آن، هر کس که در این کشورهای مسلمان سر کار آمد، دستنشاندهی آنها بود. آنجایی را که فرانسه گرفت، فرانسه مسلط شد؛ مانند الجزایر، تونس، سوریه، لبنان و مراکش که همه اینها سهم فرانسه بودند. هرکدام از آنها هم هرجا را که گرفتند، زبان خود را در آن کشور اجباری کردند. آنها گفتند همگی شما باید در مدرسهها با پول خودتان، زبان ما را یاد بگیرید و اسم آن را هم زبان علم و تمدن گذاشتند. منتهی برای ما زبان علم، پیشرفت و زبان جهان چیست؟ انگلیسی است. برای چه؟ برای این که ما نوکر انگلیسیها بودیم. حالا شما به الجزایر، مراکش، تونس بروید، همگی فرزندان آنها زبان فرانسوی بلد هستند؛ چون ارتش فرانسه آنجا را گرفت و زبان فرانسه در مدرسههای آنها اجباری شد. آنها هم خیال میکنند که زبان علم، پیشرفت و زبان جهان، زبان فرانسوی است. کشورهایی را که روسیه، یعنی روسیهی تزاری و کمونیستها گرفتند، زبان و خط آنها روسی شد. آنها میگویند زبان جهان و زبان علم روسی است! نه بابا! اینها زبان اربابان شماست؛ و آیا فقط هم باید همان زبان را یاد بگیرید؟ خب زبانهای دیگر را هم یاد بگیرید و ببینید چه چیزی به نفع اقتصاد کشور و پیشرفت علم است. نه.
این روشن بشود که اینها در ۸۰ سال گذشته بعد از جنگ جهانی اول و دوم، آمریکا بر اروپا مسلط شد. ما دیگر بعد از جنگ جهانی دوم، اروپای مستقلی نداریم. اصلاً اروپا خودش تحت اشغال آمریکا و روسیه قرار گرفت؛ شرق آن شوروی کمونیستی و غرب آن آمریکا بود. بعد از سقوط کمونیسم، عملاً آمریکا بر اروپا هم مسلط شد. چه کسی بر آمریکا مسلط است؟ سرمایهدارهای یهود و صهیونیستها. چون بعضیها میگویند آمریکا آدمِ اسرائیل است یا اسرائیل آدم آمریکا است؟ کدامیک از آنها؟ هر دو. حکومت و ارتش اسرائیل وابسته به آمریکا است، چون خودش نمیتواند کاری انجام دهد. اما حکومت آمریکا دست چه کسی است؟ کمپانیهای سرمایهداری که هسته قوی و اصلی آنها یهود هستند.
شما ببینید در آمریکا هر کس بخواهد به کنگره یا سنا برود، بخواهد فرماندار یا قاضی بشود، که بعداً از بین اینها در دو حزب و دو جناح مثلاً رئیسجمهور بیرون میآورند، این فرد باید به اسرائیل و صهیونیسم قسم خورده باشد! چرا؟ چون اصلاً پول خرج انتخاباتهای آنها را از سرمایهدارهای یهودی میگیرند. کل یهودیهای دنیا ۱۵ میلیون نفر هستند. جمعیت کل یهودیهای دنیا از جمعیت تهران کمتر است. اکثر آنها هم اصلاً متدین و مذهبی نیستند؛ اهل عبادت، کنیسه، تقوا، روزه و اصلاً این چیزها نیستند. ادا درمیآورند و نمادهای یهودی میگذارند. حکومت اسرائیل لائیک و سکولار است و مذهبی نیست، اما شعارهای مذهبی میدهند.
اینهایی را که عرض میکنم، منابع آن را خدمت شما میدهم بروید ببینید. کسانی که دارند اینها را میگویند و مینویسند، نه مخالف اسرائیل هستند، نه اسلامی هستند، نه انقلابی هستند، نه طرفدار ما هستند و نه اصلاً ما را میشناسند. این حرفها اصلاً پیش از انقلاب ما منتشر شده است.
او میگوید چگونه در ابتدا تئاتر در آمریکا، سپس سینماها، ابتدا سالن سینماها، سپس خود سینما، محتوای آن، کارگردان، هالیوود و هنرپیشه، اینها را چطوری قدم به قدم سرمایهدارهای لات و بیسواد یهودی از اروپا و به ویژه شرق اروپا به آمریکا آمدند و کمکم مسلط شدند و الان هم بیشترین شبکههای ماهوارهای، سینما و این چیزهای اصلی در فضای مجازی کار آنها است و در دست اینها قرار دارد. یا همانطور که عرض کردم، تحت مالکیت یا تحت کنترل است و یا اگر تحت کنترل هم نباشد، اگر بفهمند که بر خلاف آن کار میکنید، چنان تو را مورد هجوم قرار میدهند که ورشکسته بشوی یا به غلط کردن بیفتی. تازه همین مقداری که پخش شد و دانشگاههای غرب بهم ریخت، به خاطر آن روزنههایی بود که در فضای مجازی وجود داشت وگرنه رسانههای رسمی امکان نداشت این خبرها را بدهند. این اولین بار است که دنیا آنلاین قتلعام را در غزه و لبنان دید. دیدند که چگونه بر سر مردم میزنند. قبلاً نمیدانستند و نمیدیدند. قبلاً اگر شما ۵۰ سال پیش نظرسنجی میکردید، شاید اگر از اکثر همین دانشجویانی که فرزندان آنها حالا ضد صهیونیست هستند سؤال میکردید، میگفتند این عربها و مسلمانها همگی تروریست، بیسواد، وحشی، قاتل و فاشیست هستند و در مورد این اسرائیل، حق با اسرائیل است. چرا؟ چون اصلاً رسانهای غیر از آن وجود نداشت تا چیز دیگری بگوید؛ رسانهای وجود نداشت.
الان یک روزنههایی که در فضای مجازی به وجود آمده است، باعث شد که ۵۰۰ دانشگاه علیه اسرائیل شعار بدهند. حتی دیدید در یک دانشگاهی در آمریکا، دانشجویان به فارسی میگفتند مرگ بر اسرائیل! در خیابانهای ایتالیا، دانشجویان به فارسی گفتند مرگ بر اسرائیل! در توکیو؛ خیلی عجیب است اصلاً اینها باورکردنی نیست! یعنی یک روزنهای که باز شد، امام در اول انقلاب گفت اگر مردم آمریکا بدانند که دولت آنها چه جنایتکاری است، مردم آمریکا هم میگویند مرگ بر آمریکا و مرگ بر این حکومت. مردم آنها هم با ما هستند، اما اطلاع ندارند. اینها را محاصره کردهاند، شستوشوی مغزی میدهند و دائم به آنها دروغ میگویند؛ نمیگذارند واقعیت را متوجه بشوند!
الان رسانه دارد حتی جای حزب را هم میگیرد. رسانهها تا حدودی جای خانواده را گرفتهاند. یعنی الان فرزندان خانوادهها را شاید به اندازه پدر و مادر و گاهی خیلی بیشتر از پدر و مادر، رسانهها دارند تربیت میکنند! سینما و هنر و فضای مجازی.
این رسانهها و فضای مجازی دارند جای مدرسه و جای خانواده را میگیرند؛ خود آن یک مدرسه موازیِ خیلی مؤثرتر است. جای مجامع و محافل خانوادگی، مهمانی، دوستی و اینها را میگیرند. دیدهاید الان در مهمانیها هم که جمع میشوند، جسمها کنار هم است، اما هر کس سر او در لاک خودش است. میگفتند اول همه دایره مینشستند، بعد که تلویزیون آمد، نیمدایره شد، بعد که موبایل آمد، حالا همه تکتک پشت به هم مینشینند! کسی اصلاً به فرد بغلی خودش کاری ندارد. طبیعی هم هست، حالا هر کس دارد کار خودش را میکند. رابطه آدمها را با هم و با خانواده، مدرسه، دیگران، محله و همسایه قطع کرد؛ رابطههای همه را با هم قطع کرد و دارند همه را تکتک کنترل میکنند. حالا این که بعضیها استفادههای درست یا غلط میکنند، کاری ندارم ولی این یک اتفاق بزرگی بود. او میداند اگر فضای مجازی، سینما و رسانه را کنترل کنند و دیکتاتوری برقرار کنند، دیگر احتیاجی ندارند به این که توپ، تانک و هواپیما بفرستند و همهجا جنگ راه بیندازند؛ چون قدرت آن را هم در همه جا ندارند. در هر کوچهای که نمیتوانند در دنیا یک تانک بگذارند، ولی در خود کوچهها و از داخل خانهها باید افراد را کنترل کرد.
ببینید یکی از تزهای آنها بود که از ابتدا، شاید زودتر از همه، ۱۰۰ سال پیش به آن فکر کردند؛ زمانی که هنوز سینما تازه راه افتاده بود. آنها سینما را هدف گرفتند؛ حتی فیلمهای کشورها و سینمای داخلی کشورها را. برای مثال حتی در ایران خود ما، حتی پس از انقلاب، یک جریان قوی وجود دارد که میگوید اگر میخواهی جایزه ببری، برای تو کف بزنند، فالوور داشته باشی و به خارج دعوت بشوی، بله، باید فیلمی بسازی که ادای فیلم آنها باشد؛ حرف آنها را به زبان فارسی بگو، ولی باید حرف آنها باشد. ارزشها همان ارزشها باشد، وگرنه تو را تحویل نمیگیرند، تو را به جشنوارههای خارجی دعوت نمیکنند، به تو جایزه نمیدهند و تو را مشهور و سلبریتی نمیکنند. یکجوری حرفهای آنها و کارهای آنها به زبان فارسی باشد؛ آن هم در کشور عربی هم به زبان عربی بگو و در ترکیه به زبان ترکی بگو، ولی باید ارزشهای آن باشد. ملاک، آنها هستند. او میگوید تحلیلگران یهودی به این نتیجه رسیدهاند که اگر بتوانند رسانه را در جهان تحت کنترل درآورند -ابتدا در آمریکا و سپس در اروپا، چون رادیو، تلویزیون، ماهواره و اینترنت همگی تقریباً از آمریکا و اروپا شروع شد- اگر بتوانیم اینها را در آمریکا کنترل کنیم، اروپا را کنترل کردهایم و اگر این دو را کنترل کنیم، عملاً کل دنیا را کنترل کردهایم؛ چون در ۱۰۰ سال اخیر، دنیا تحت سلطه اینها قرار گرفته است، به جز بلوک شرق کمونیستها که آنها هم بعداً سقوط کردند.
با رسانهها میتوانیم احزاب، روشنفکران، دانشگاهها، جوانان، زنان، خانواده، سینما، هنرهای ملی و محلی و عملاً افکار عمومی و نخبگان را کنترل کنیم تا جهان را آنطوری که ما میگوییم ببینید و با ملاکهایی که ما میگوییم راجع به مسائل مختلف قضاوت کنید؛ که چه کسی خوب است، چه کسی بد است، چه چیزی خوب است، چه چیزی بد است و گزارش اتفاقات را از ما بشنوید. یعنی اول نشان نمیدهد که ۷۵ سال است دارید علیه بیچارههای فلسطینی جنایت میکنید؛ میلیونها نفر را کشتید، آواره کردید و از خانههایشان بیرون ریختید و هنوز نسل بعدی آنها میلیونها نفر در دنیا آواره هستند؛ بعد چند میلیون نفر از اروپا برخاستید آمدید در خانههای اینها نشستید. آب آنها را قطع کردهاید. روزی دو ساعت برق در همین غزه، با جمعیتی متراکم که اگر شما سنگ پرت کنید، بر سر دو- سه نفر میخورد! متراکمترین نقطه جهان است. نه آب وجود دارد، نه غذا و نه شغل؛ جوانها همگی بیکار و تحت فشار هستند. از این کوچه تا آن کوچه که میخواهد به خانه خالهاش برود، سه بار باید بازدید بشود و به اسرائیلیها بازجویی پس بدهد. خب این فرد تا کی باید تحمل کند و ادامه بدهد؟
بعد از این همه جنایت، شکنجه، قتلعام، بمباران و ترور، بیشترین ترور تاریخ جدید را اسرائیل علیه فلسطینیها و لبنانیها انجام داده است. بعد اینها به مخالفان خود میگویند تروریست! یعنی به آن کسانی که ترور شدهاند، اینها تروریست میگویند! هیچکس به اندازه اینها ترور نکرده است؛ اصلاً اینها متخصصترین تروریستهای جهان هستند. شما دیدید که هنیه را در تهران چگونه زدند، دیدید سنوار را -حالا او را نشناخته در درگیری زدند- ولی سیدحسن را چگونه زدند، معاون او سیدصفیالدین را چگونه زدند و قاسم سلیمانی را چگونه زدند. آنها متخصص ترور هستند. اصلاً اسرائیلیها، آمریکا دوتا هنر دارند: ۱. قتلعام مردم بیسلاح؛ که چگونه خانههای آنها را ویران کنند و چه بمبهایی بسازند. دیدید بمب میزنند درست زیر پی ساختمان؟ فیلمهای آن را دیدید که ساختمان یکجا میریزد و کل جمعیت را دفن میکند؟ چند بمب یکتنی و دوتنی در سه- چهار ساختمان ریختند که میگفتند در زیرزمین زیر این ساختمانها این هیئتها حضور دارند و ۳۰۰ تا ۵۰۰ نفر از مردم را هم کشتند. کار شما قتلعام مردم بیسلاح است و تخصص دوم شما هم ترور است. شما هنر جنگیدن ندارید.
شهید سلیمانی میگفت اینها اینقدر ترسو هستند -هم سربازهای آمریکایی و هم اسرائیلی- میگفت بچهها نفوذیهای ما در آنجا صدای گریههای اینها را ضبط کردهاند که از ترس گریه میکنند و پوشک میبندند! بعد آن بچههای ما؛ آن بچه یمنی هفت- هشت ساله یا شش - هفت ساله را دیدید که چطوری سخنرانی میکند؟ که ای آمریکا، ای انگلستان، ای اسرائیل! چه فکری کردهاید؟ این اگر فرمانده گردان بشود، من به گردان او میروم! کودک شش هفت ساله! شخصیت این کودک را ببینید و آنها را ببینید. اصلاً سیدحسن نصرالله هم گفت که اینها اصلاً جرأت جنگیدن ندارند. اینها فقط اسلحه دارند که از دور بزنند و قتلعام یا ترور کنند. اینها نمیتوانند پیشروی کنند. جنوب لبنان را شخم زدند تا وارد شوند، اما ۵۰۰ متر نتوانستند پیشروی کنند و یک روستای جنوب لبنان را نتوانستند بگیرند. اینها جنگیدن بلد هستند؟ ولی وقتی رسانه در دست تو افتاد، همهچیز معکوس میشود. در هالیوود، قهرمانان دنیا کماندوهای آمریکایی هستند! یک نفر یا دو نفر میروند و یک کشور را میگیرند. دوتا آمریکایی که هرکدام از آنها ۵۰۰ نفر را میخورند! ۱۰۰ سال پیش که تازه سینما داشت راه میافتاد، آن موقع کسی نمیفهمید که این فیلم و رسانه ممکن است چه آثار سیاسی، تربیتی و فرهنگسازی داشته باشد و میتواند در اقتصاد، سیاست، تعلیم و تربیت، پوشاک، لباس، رژیم غذایی، ازدواج، طلاق و اینها اثر بگذارد. آن موقع این را نمیدانستیم و توجه به این بُعد آن خیلی زیاد نبود. کمکم سیاستمداران متوجه نقش مهم رسانه شدند که از طریق اینها میتوانند بر شهرها و کشورها مسلط بشوند.
اگر توانستی ذهن مردم یک کشور را اشغال کنی، دیگر لازم نیست بروی کشور آنها را اشغال کنی! خود آنها هر کاری را که تو بخواهی انجام میدهند، هرچه تو بخواهی میگویند و هرطور تو بخواهی تفسیر میکنند. خودشان بدون یونیفرم سرباز تو میشوند! تازه همیشه هم شرمنده هستند و خود را بدهکار هم میدانند!
اطلاعات دستکاریشده، تزریق اطلاعات نادرست، جایگزینی و معاوضه راست و دروغ، بازی با اصطلاحات حقوق بشری، سیاسی، اجتماعی، آزادی، پیشرفت، دموکراسی، تغییر مفاهیم، توصیف مقاومت مشروع به عنوان تروریست، و تعریف اشغالگر به عنوان نجاتبخش است که میخواهد دموکراسی بیاورد! مشکل پناهندگان در یک جا، وقتی میخواهند آنها را بیرون کنند، به حق پناهندگان در بازگشت به وطن تبدیل بشود. یک جا که میخواهند چی بکنند این مشکلات میشود، اسم آن را عوض میکنند و اصطلاحات تغییر مییابد. عملیات شهادتطلبانه، تروریسم و انتحار و نفرت و خشونت میشود. بعد، یک داعشی همین کار را علیه اینطرفیها انجام میدهد، عملیات قهرمانانه چریکهای آزادیبخش میشود!
الان در غزه، آنها از اسرائیلیها اسیر گرفتهاند. اکثر آنها نظامی بودند. هنوز در رسانههای غرب به شما اجازه نمیدهند بگویید اسیر. آنها میگویند ربودهشدگان! یعنی این یک آدمربایی بوده است. اسارت نیست، چون اسیر هم نقطه ضعف آنها است و هم معلوم میشود که جنگ است. خیر، جنگ نیست و نقطه ضعف نیست. آنها آمدهاند و آدمهای معمولی را دزدیدهاند و بردهاند! یعنی گروگان و ربودهشدگان. امکان ندارد بگویند اسرای اسرائیل دست آنها هستند. خیر، نمیگویند و تا الان نگفتهاند. چه کسی تروریست است؟ چه کسی انقلابی آزادیبخش است؟ اسمها کاملاً مدیریت شده هستند. کجا بگوییم عملیات انتحاری و کجا بگوییم عملیات شهادتطلبانه؟ شبکههای ماهوارهای را که سرمایهداران یهود و صهیونیست در دنیا دست آنهاست، به بعضی از آنها در اینجا اشاره شده است و همه آنها را نمیشود خواند.
اینجا در این سند میگوید صهیونیستها برای این که به افکار عمومی و به سیاستمداران و حاکمان و به فرزندان آنها خط بدهند و آنها را مدیریت کنند، بزرگترین شبکههای ماهوارهای در آمریکا و اروپا ۹۵ درصد متعلق به سرمایهداران یهود و صهیونیستها است. آقا ما به فلان کشور رفتیم شبکه تلویزیون آنها را روشن کردیم دیدیم آنها هم این را میگویند، آنجا هم رفتیم آنها هم همین را گفتند. بابا کل اینها چندصدتا شبکه هستند و کل اینها متعلق به 10- 15تا کمپانی هستند. از این 10-۱۵تا کمپانی، پنجتای آن اصلی هستند. سالنهای سینما در فلان ایالت، میگویند آقا ۲۰۰ تا سالن سینما همگی آن فیلم را پخش میکنند. ۲۰۰ تا سالن برای چند نفر است؟ برای چه کسانی است؟ حتی اینها رفتهاند از اعضای پارلمانهای اروپا و آمریکا فیلم دارند. یک زمینهای درست میکنند که اینها کارهایی انجام بدهند، مثلاً مواد بزنند، مست کنند، دیوانهبازی در بیاورند و روابط جنسی داشته باشند. اینها از آنها فیلم میگیرند و بعد میگویند حالا برو رئیس شو. بعد در هر موردی میگویند این کار را انجام بده. او میگوید خیر درست نیست، مدرک و فیلم او را بیرون میآورند! یکمرتبه میبینی همه آنها امضا میکنند.
میگوید یکی از طرحهای اینها این بوده است که تقریباً اکثر آدمهای موثر در آمریکا و اروپا از اینها پول میگیرند و به اینها باج میدهند و از اینها میترسند. از اینها میترسند، حتی رئیسجمهور آمریکا از اینها میترسد. آنها آدمهای آنها هستند و اینها کسی نیستند. الان مثلاً "جورج بوش" رئیسجمهور آمریکا که عراق را اشغال کرد، شما فکر کردهاید کسی بود؟ بروید زندگینامه او را بخوانید، یک لات بوده! این جورج بوش خودش میگوید من لات بودم، میگوید من دائمالخمر و معتاد بودم. در دانشگاه درس نمیخواندم، یک رشته الکی رفته بودم و پدرم من را به زور آنجا گذاشت. درس نمیخواندم و همیشه مست بودم و مواد میزدم اهل ماریجوانا بودم. بعد یکمرتبه به من گفتند بیا، پدرت رئیسجمهور شده، بیا تو را هم برای رئیسجمهور بعدی درست کنیم، بد نیست! بعد هم برادر دیگر او، سهتا بوش، خانوادگی اینها میآیند رئیسجمهور میشوند. مثل کلینتون و زنش، یا اوباما که قرار بود زن او را هم بیاورند. این ترامپ گفت که این رئیسجمهورهای دیگر، چون خودشان مثل من سرمایهدار نیستند، آدمِ سرمایهدارها هستند، ولی من خودم سرمایهدار هستم به خودم رای بدهید، من دیگر از کسی دستور نمیگیرم، من خودم سرمایهدار هستم! اینها آدمِ سرمایهدارها هستند. الان جورج بوش کجاست؟ هیچجا، یک لاتی در گوشه است اصلاً معلوم نیست کجاست؟ یک بار از او پرسیدند آخرین کتابی که شما خواندید چه بود؟ در حالی که دوران ریاستجمهوری او تمام شده بود گفت من اصلاً کتاب نمیخوانم. متنهای سخنرانی آنها را هم برای آنها مینویسند و میگویند حفظ کن و جلوی آینه باید تمرین کنی. تیمی در اطراف خود دارند که ادا در میآورند و اصلاً همه آنها هنرپیشه هستند. به این حرفهایی که میزنند نه عقیده دارند، نه عمل میکنند، حتی بعضی از آنها نمیفهمند چیست همینطوری میخوانند و میگویند! سواد ندارند.
یک بار به انگلستان رفته بودیم، سمیناری در منچستر و لندن بود با دانشجویان ایرانی و کمی هم با دانشجویان غیرایرانی. بعد به دوستان گفتم برویم کمبریج و آکسفورد را ببینیم، اینها خیلی قدیمی هستند. آنجا رفتیم، جمعی از اساتید بودند. یکی از آنها البته نفر اصلی بود، مسلمان نبود و ایرانی هم نبود. گفت من اصلاً اولین بار از طریق مباحث در حوزه فلسفه با خمینی آشنا شدم. بحثهای سیاسی ایشان برای من اصلاً مهم نبود، چون سیاسی نبودم، ولی بعد، بعضی آثار فلسفی او را دیدم و گفتم عجب! این یک فیلسوف بزرگی است، اصلاً جدا از این که رهبر سیاسی انقلاب است. بعد ایشان میگفت، شما بلد نیستید چیزهایی را که دارید درست ارائه بدهید، شاید خودتان هم نمیفهمید، شما رسانه بلد نیستید.
گفت همین کتابهایی که من با بعضی دوستان بررسی کردهام، یعنی همین آثار دیدگاههای فلسفی و عرفانی خمینی، به نظر من در دنیای امروز نظیر ندارد. این حرفها کاملاً جهانی است که مانور بدهید و تبلیغات کنید و این کارها را باید انجام بدهید. شما چیزهای باارزش را بیارزش میکنید، برعکس ما در غرب و مخصوصاً در آمریکا، که اینها از هیچچیزی همهچیز میسازند و همه افکار عمومی دنیا، خواص و عوام را سر کار میگذارند. بعد گفت من روی شخصیت ایشان مطالعه کردهام. ایشان گفت شما این را بدانید که شخصیت خمینی و خامنهای شما فقط بُعد سیاسی آنها را میگویید، دنیا هم جز بُعد سیاسی از آنها هیچچیزی نمیداند. ولی من که با خیلی از سیاستمداران دنیا آشنا هستم، در دنیا هیچ شاه و رئیسجمهوری نه به لحاظ علمی، نه به لحاظ اخلاقی، نه به لحاظ مردمی بودن، نه سادهزیست بودن و نه شجاع بودن، همه اینها روی همدیگر قابل مقایسه با خمینی و خامنهای نیستند. این پروفسور در کمبریج و در آکسفورد این را گفت. گفت ما رئیسجمهورها و نخستوزیرهای خودمان را میشناسیم، اغلب اینها قمارباز، دارای روابط ضربدری، هزار جور روابط جنسی، الکلی، رشوه بگیر و به شدت ترسو هستند. و همینهایی که شما میبینید پای دوربینها قلدرمبلدرم میکنند، بعضی از اینها اصلاً شخصیت انسانی ندارند و سواد هم ندارند، هر کدام یک لیسانسی همینطوری گرفتهاند. اصلاً شاهها و رئیسجمهورها و تصمیمگیران دنیا معمولاً آدمهای باسوادی نیستند که بگوید شما بیایید مثلاً راجع به موضوعی بحث کن. بعد ایشان میگفت من آثار خمینی را دیدهام و نطقهای او را در ده حوزه بحث میکنم و این صحبتهای خامنهای را هم گوش کردهام، گفتم چقدر حرفها حسابشده است و رهبران شما صادق هستند و رهبران ما کاذب هستند و ما هم میدانیم دروغ میگویند، ولی باید بین همین دروغگوها انتخاب کنیم.
حالا مقصود من به این بحث نبود، به آن بُعد بود که گفت شما هنوز نمیفهمید رسانه چیست. آمریکا ذهن دنیا را مشغول انتخابات خودش کرده است، انتخابات بین دوتا روانی. آی ایالت چه شد و چند درصد شد؟ آی چه شد؟ فلانی شد یا فلانی شد؟ میگفت اصلاً مگر رئیسجمهورها آنجا تصمیم میگیرند که شما به خیالتان اگر این بیاید اینطوری میشود و اگر او بیاید اینطوری میشود؟ اینها جلوی ویترین هستند. لذا شما میبینی یک جنگ در دوران جمهوریخواهها شروع میشود، دموکراتها علیه آن حرف میزنند، بعد میآیند همان جنگ را ادامه میدهند. باز یک جنگ دموکراتها راه میاندازند، جمهوریخواهها میگویند خیر، باز میآیند آنها همان را ادامه میدهند. گفت اینها فقط ادبیات آنها با هم فرق میکند. وگرنه ایشان میگفت ما رئیس حزب کارگر در اینجا داشتیم با این که چپ بوده است، معمولاً چپ هستند ولی همواره راست میزنند. بعد میگفت یک رئیس حزب کارگر اینجا آمد و واقعاً چپ حرف زد، یعنی علیه سرمایهداری و علیه آمریکا حرف زد و به ارتش انگلستان اعتراض کرد. نه تنها او را از ریاست حزب انداختند، چون ممکن بود بعداً پیش برود و نخستوزیری را بگیرد، بلکه او را از حزب بیرون کردند و الان زندگی شخصی او در خطر است؛ یعنی خانه او را از او بگیرند، فرزندان او را اذیت کنند و... او را به غلط کردن انداختهاند.
این شبکهها را ببینید، صهیونیستها برای این که کوششهای خودشان را به نتیجه برسانند و به افکار عمومی خط بدهند، در آمریکا سه شبکه اصلی تلویزیونی و هزاران کانال فرعی و محلی و شبکههای خصوصی کیبل متعلق به اینها است. کانالهای ایبیسی، انبیسی، امتیوی و غیره، اینها همه، و شبکه فاکس که به بوش رئیسجمهور آمریکا توجه خیلی داشت و الان هم با ترامپ است، اینها دست سرمایهداری یهودی است. شبکههایی که سرگرمی و اوقات فراغت هستند، غالباً در دست اینها هستند که مسئول گسترش فحشا، قماربازی، همجنسبازی و مواد مخدر هستند. اصلاً اینها را وارد سبک زندگی جوانها میکنند تا بتوانند کنترل کنند و هم ثروتمند بشوند و هم جوانها بیبخار و لاشی بشوند خلاصه. یعنی جوانی که اهل مواد و قمار و دوستدختر و دوستپسر و دانس و فلان است، دیگر به فکر مبارزه و دموکراسی و عدالتخواهی نیست و شُل است. میگوید اصلاً یکی از کارها، شُل کردن جوانان آمریکا و اروپا است.
میگوید فقط وارثان نیوهاوسِ یهودی، فرزندان یک سرمایهدار یهودی، ۱۲ شبکه بزرگ تلویزیونی در آمریکا متعلق به یک خانواده است، متعلق به چند خواهر و برادر هستند که متعلق به یک خانواده سرمایهداری یهودی هستند. فقط وارثان نیوهاوسِ یهودی، ۱۲ شبکه بزرگ تلویزیونی در آمریکا و چندین شبکه بزرگ در کشورهای اروپایی از جمله انگلیس و فرانسه متعلق به این یک خانواده است. تعداد زیادی شرکتهای تولیدی تلویزیونی دارند که در بسیار از مواقع، خط قرمز آنها اسرائیل و صهیونیسم است و به همین دلیل، سرمایهداران یهود به اینها کمک مالی هم میکنند. مواردی از این قبیل: آقا جایزههای بینالمللی! سینمای جهان! حتی دانشگاههای معتبر و مشهور آمریکا، هیئت امنای آنها همینها هستند. همین تیپ پشت کارخانههای اصلی اسلحهسازی هستند. همینها کارخانههای مشروبسازی و مواد مخدر هستند. یعنی مجموع کسانی که دارند آمریکا و اروپا را کنترل میکنند و الان ثروتمندترین آدمهای جهان هستند و بیشتر آنها در آمریکا هستند و بیشتر آنها یهودی هستند، مجموعاً هزارتا آدم هستند. این هزار نفر دارند رسانهها و سینما و افکار عمومی و جنگها و صلح را کنترل میکنند، هزار نفر دارند این کارها را انجام میدهند. شما فکر نکنید میلیاردها آدم هستند و یک ملتی هستند! نخیر، همه سر کار هستند و سیاهی لشکر هستند.
در این جلسه، به یکی از شهدایی که در سفارتخانه ما در سوریه به شهادت رسیدند، شهید زاهدی، و خانواده شهید حاجیرحیمی و همراهان شهید زاهدی که از همراهان شهید زاهدی بودند، ظاهراً تشریف دارند. کجا هستند؟ شما هستید؟ ما هم به شما، خانواده شما و شهید شما عرض ارادت میکنیم. و این شهدای عزیز فقط شهید ایران نیستند، اینها شهیدان همه بشریت هستند. چون در دنیا کمتر هستند کسانی که جرات کنند در برابر همین، همینهایی که راجع به آنها صحبت کردم، بایستند. اینها هم در رسانهها تحریف میکنند، آبرو میبرند و دروغ میگویند و هم ترور میکنند و هم جنگ راه میاندازند. چه کسانی در برابر اینها ایستادهاند؟ امثال شهیدِ این خانواده. اینها شهیدان کل بشریت هستند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی